Thursday, February 13, 2020

شکلات تلخ 87 درصد

آن روز هدف از پدیدار شدن خورشید در مقابل چشمان کم بینای شکلات تلخ ۸۷٪ صرفا بیدار کردنش از خواب خوش خیس خوردن در دهان دختری بود که هر بار به مغازه می آمد،بلندش می کرد،پشتش را می خواند و سپس او را به دوباره رو به روی مابقی کلون هایش قرار می داد. شکلات هر بار برایش این سوال پیش می آمد که مر قیمت پشت جلدش با هر برداشتن و بررسی کردنش تغییر می کند؟
فکر کردن زیاد راجب این مسئله او را به نتیجه ای نمی رساند و تنها باعث می شد احساس کند دارد آب می شود. صبرش سر آمده بود و درون جلد و ورقه ی آلومینیومی که زیر آن پوشیده بود احساس خفگی می کرد. دوست داشت جامه بر کند و این دفعه خود را به زور در دستان دختر بچپاند و ملتمسانه بخواهد که او را به دهان برد؛ تا هم او در آب دهان دختری دوش بگیرد و هم دختر بتواند مزه ی یک شکلات تلخ ۸۷٪ را بچشد.
دختر درست در همان زمان بخصوصی که انتظارش را می کشید سر و کله اش پیدا شد؛ دقیقا زمانی که فروشنده در حال جمع و جور کردن خرت و پرت ها بستن در مغازه بود‌.در حالیکه دست هایش را در جیب بارانی اش داشت وارد مغازه شد و با آرامش منحصر به فردی که شکلات در هیچ کدام از مشتری های دیگر ندیده بود طول و عرض مغازه را گشتی زد و یک سری وسیله برداشت که چشمان کم سویش نتوانستند تشخیص دهند تا مابقی روزها را به مابقی کلون های آن محصولات غبطه بخورد. زمانی که دخترک داشت به پیشخوان نزدیک می شد، یعنی جایی که شکلات های تلخ ۸۷٪ یک گوشه چیده شده بودند، احساس کرد عرقی بر تنش نشسته که سرد و گرمش را نمی توانست تشخیص دهد اما می توانست بگوید که دارد آب می شود. شاید این همان حسی بود که به پایان رسیدن تاریخ انقضا داشت.
همان لحظه دخترک دست دراز کرد و او را برداشت و پشت و رویش را بررسی کرد. شکلات دوست داشت جامه بر کند. فارغ از کاغذ، فارغ از آلومینیوم، که در دستان دختر بنشیند و به دهانش خیره شود. دختر که هنوز شکلات را در دست داشت از فروشنده که با غضب به او نگاه می کرد پرسید:« غیر لبنیشو ندارید؟»
شکلات تلخ ۸۷٪ برایش این سوال پیش آمد که مگر لبنی یا غیرلبنی بودنش یا هر بار بلند کردن و بررسی کردنش تغییر می کند؟

No comments:

Post a Comment

MY HEAVENLY FORM

 No more battles against old cruel sanity No more picking the false fruits of a dead branch on a dead tree Cause I'll keep waging wars a...